|
يادداشتهای ادبی | |
|
:: از استاد بهروز یاسمی :: 2 گرچه در دورترين شهر جهان محبوسم از همين دور ولی روی تو را میبوسم گرچه در سبزترين باغ، ولی خاموشم گرچه در بازترين دشت، ولی محبوسم خلوت ساکت يک جوی حقيرم بیتو با تو گستردگی پهنه اقيانوسم ای به راهت لب هر پنجره يک جفت نگاه! من چرا اينقدر از آمدنت مأيوسم؟ ...
برهان،
،
از عشق عاشقانه بگو آنچه را که هست:
0
نظر
| |
|
| منوی اصلی |
| وضعيت Messenger |
| لينکستان شعر و ادب |
| آخرين پستهاي وبلاگ |